شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

به ديدهء انصاف بنگريم 40

نفثة المصدور ( فارسى )

كه گاه در تضاعيف مقالت ايشان به چشم مىخورد - كوشيده‌اند تا گمان خويش را ، بر خوانندگانى كه مىخواهند از راه يقين ، به نسختى نزديك بدانچه از زير قلم شهاب الدّين نسوى بيرون آمده بوده است ، دست يابند ، تحميل فرمايند . در اينجا تا غور تحقيق و ارزش حكم آن قاضى فاضل بهتر نموده شود ، لازمست يادآور شود كه كلمهء « مصايد » در صفحهء 65 دو بار مذكور افتاده ، يك بار در سطر 8 ، و بار ديگر در سطر 11 ، و عبارت متن نيز ، كه اين كلمه در آن به كار رفته ، چنين است : « . . . مصايد اكراد و مكامن حراميان را - كه ( ع ) ديو كانجا رسيد سربنهد - به تنهايى ، با پنج شش سروپا برهنه ، قطع كرد ، بيشه‌اى كه باد بىانديشه بر شواهق جبال و مصايد قلال آن اجتياز ننمايد ، و باز بىاحتراز ، بالاى مخارم شعاب و مضايق عقاب آن پرواز نكند . . . » . د ديگر آنكه اين بنده در صفحهء 549 در باب معنى اين كلمه چنين آورده است : « مصايد ، جمع مصيدة و مصيدة و مصيدة : آنچه بدان شكار كنند . « لسان العرب » ، مصيدة : دام . از « مقدّمة الادب » ، ولى چنان كه از سياق كلام برمىآيد ، مؤلّف در اينجا ظاهرا « مصايد » را ، به قرينهء « مكامن » و « مضايق » ، به قياس ، ( جمع « مصيد » يا « مصيدة » ، اسم مكان از صاد يصيده صيدا ، اى اصطاده ، از « الصّحاح » ) در معنى محلّ شكار به كار برده ، و از آن پناهگاه‌هايى را كه در قلل كوه براى شكار تعبيه مىكرده‌اند ، اراده كرده بوده است » . سديگر آنكه مؤلّف ، اين لغت را در تأليف ديگر خويش ، « سيرة جلال الدّين » ، طبع حافظ احمد حمدى ، صفحهء 348 ، در عنوان « ذكر مفارقتى شرف الدّين ، نائب العراق ، بقزوين و توجّهى الى أذربيجان حين لم املك عنان الاختيار » درست در همين معنى به كار برده است ، آنجا كه گفته : « . . . و ودّعنى شرف الدّين لما سمع بخبرهم ، و رحل صوب الرّىّ ليرتّب احوالها ، و يدبّر فى امرها ما يقتضيه الوقت ، و وعدنى بان يوجّه إلىّ من هناك من يخفرنى فى العراق ،